ميرزا محمد على ( معلم حبيب آبادى )
1055
مكارم الآثار در احوال رجال دوره قاجار ( فارسى )
و در مدرسه چهار باغ تدريس مىنموده ، و در ماه رجب الفرد اين سال شش ساعت پس از تحويل آفتاب بحمل وفات كرده و استخوانهايش را بنجف بردند ، چنان كه در « شجرهنامهء خاتونآبادىها » نوشته ، و از قرارى كه ما ساعت و دقيقه تحويل آفتاب را الآن نوشتيم ، وفات او دو ساعت و 32 دقيقه گذشته از شب شنبه نهم ماه رجب اين سال خواهد بود ، و در جلد اول ( سال 1202 ) در احوال پدرش نوشتيم كه وفات وى و فرزندش مير محمد صادق در حدود و حوالى وقت تحويل شمس بحمل بوده . و بههرحال ، وى فرزندان چندى داشته ، از آن جمله يكى مير محمد صالح 31 كه از علما بوده و پس از پدر به دو سال در سنه 1240 در تهران بزهر جفا وفات نموده ( و فرزند او مرحوم ميرزا محمد رضا 32 هم از علما و شاگرد شيخ انصارى بوده و از او اجازه داشته ، و در سنه 1291 دارجا وفات كرده ) « 1 » . و ديگر مير محمد صادق 31 كه در ( ج 2 سال 1207 عنوان 129 ) گذشت . و ديگر ميرزا زين العابدين 31 كه در سال ( 1331 ) اشارهئى به دو مىشود .
--> ( 1 ) دو مجلد « تقريرات اصوليه » در مباحث ادله عقليه به خط اين سيد محمد رضا در كتابخانهء روضاتى موجود است كه ظاهرا تقريرات دروس استادش مرحوم شيخ مرتضى انصارى بوده ، و بضميمه مجلد اول تقريرات مذكور ، « رساله نفى ضرر و ضرار » مرحوم مير سيد حسن مدرس اصفهانى « متوفى 1273 » را در زمان حيات او استنساخ نموده و در خاتمه آن نوشته است : « تمت الرسالة الشريفة من تأليفات استادنا و سيدنا السيد حسن الاصفهانى دام ظله العالى » كه مشعر بشاگردى او در نزد سيد مدرس است . شرح حال بسيار مختصرى نيز از اين شخص در « نقباء البشر : 556 » بعنوان « السيد محمد رضا الاصفهانى » مذكور و او را از دوستان و همدرسان مرحوم ميرزا محمد امام الحرمين همدانى دانسته و گويد وى اجازهاى در سال 1281 براى امام الحرمين نگاشته است كه صورت آن در كتاب « الشجرة المورقه » مجاز ديده مىشود . م .